شعری از کریستینا لوگْن

خرید بک لینک
بارتلبی و شرکا | انریکه بیلا-ماتاس | وحید علیزاده رزازی یکشنبه سی ام آبان ۱۴۰۰ بعد از مدتها که به اینجا سر میزنم، سالیان وبلاگنویسی برایم مثل ماشیندودی میماند که هنوز «لبِ خطا»ش پابرجاست؛ رد دارد، خط دارد و ربط. و خب چه کنیم که فضای مجازی چنان طومار همهچیز را در هم پیچیده که خودمان هم نفهمیدیم چه بود و چه شد. راستش اینجا را باز نگه داشتهام آنهم به یک منظور: «بایگانی آثار». و خب خدا را چه دیدی؛ شاید یک روز تمام بهاصطلاح «اکانتهای سوشیال مدیا» از دسترس خارج شد و بایگانی نوشتهجات و خطوط عمر به طرفهالعینی نیست و ناپدید شد. شاید روزی دوباره به ماشیندودیها برگشتیم و همینجا را هم غنیمت شمردیم: به وبلاگهایی که هر چه نداشت، دستکم «حرمت» داشت. باری؛ ترجمۀ رمان «بارتلبی و شرکا» نوشتۀ انریکه بیلا-ماتاس همین امروز و به همت نشر بان منتشر شد. رمانی که عمیقاً دوستش دارم و تمام روزهای ترجمهاش برایم کیفوری بود و حیرت. امیدوارم ادای دِینی باشد به تمامی آنانکه: «ترجیح میدهند که نه!»و این هم یادداشت پشت جلد اثر:بارتلبی و شرکا اولین کتابی است که از انریکه بیلا-ماتاس و با اجازۀ خودش به فارسی بازگردانده میشود. بیلا-ماتاس از همان بدو نوشتن، بهقول خودش روی «ادبیات مخاطره» یا بهعبارتی ادبیاتِ امتحانپسنداده شرط بست. «بارتلبی و شرکا» (۲۰۰۰) در واقع یکی از آن قمارهای غریب و تجربی او است با مفهوم «ژانر» که این پروژه را در «ناخوشی مُنتانو» (۲۰۰۲) و «دکتر پاسابِنتو» (۲۰۰۵) پی میگیرد و یک «سهگانۀ متا-ادبی» (Trilogía Meta-Literaria) با محوریت مسئلۀ «هویت» نویسنده و هنرمند بهدست میدهد. وقتی بارتلبی و شرکا در اسپانیا به چاپ میرسد، میان منتقدین شعری از کریستینا لوگْن...ادامه مطلب

ما را در سایت شعری از کریستینا لوگْن دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 160 تاريخ: يکشنبه 5 تير 1401 ساعت: 13:19

قیفِ حیرت - شعرِ وحید علیزاده رزازی - صدایِ ارژنگ آقاجری - دیماه ۱۳۹۸   و اما آنچه بر من در آبانِ نودوُهشت گذشت، چکهچکه و روزاروز در قیفی از کلمه ریخته شد و شد: «قیفِ حیرت». نوشتم، خط زدم، از سر نوشتم، تهاش را بستم، باز گذاشتم و رهایش کردم تا شد آنچه که اینک با صدای گ شعری از کریستینا لوگْن...ادامه مطلب

ما را در سایت شعری از کریستینا لوگْن دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 163 تاريخ: يکشنبه 27 بهمن 1398 ساعت: 5:36

شعری از «آلِخاندرو, خودُرُوسکی», را ترجمه کردم برای رفیقی که گفته بود «شعر بیپایان»اش را زندگی کرده. باشد که بپسندد. | نمیدانم | نمیدانم چه حاصل میشودم، لیک نیک میدانم چهسان سپاس گویم از برای چه شعری از کریستینا لوگْن...ادامه مطلب

ما را در سایت شعری از کریستینا لوگْن دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 145 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:09

این دِلفی - بر وزن سلفی - را چندی پیش بابک گرفت و در صفحهاش پراکند. سوژه اما نه من و او، که کلاه بابک است. به بابک گفتم هیچوقت در زندگی سیواندیسالهام، کلاهی نداشتهام و علیرغم تقلاهای بسیار شعری از کریستینا لوگْن...ادامه مطلب

ما را در سایت شعری از کریستینا لوگْن دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 397 تاريخ: سه شنبه 31 ارديبهشت 1398 ساعت: 12:08

صفحه بندی