- عشاق - شعری از اُلیبِریو خیرُندو به ترجمۀ وحید علیزاده رزازی
- بارتلبی و شرکا | انریکه بیلا-ماتاس | وحید علیزاده رزازی
- قیفِ حیرت - شعرِ وحید علیزاده رزازی - صدایِ ارژنگ آقاجری - دیماه ۱۳۹۸
- «نمیدانم» شعری از «آلِخاندرو خودُرُوسکی»
- اندر احوالات پاییزی
- کابوی تحملناپذیر/ روبرتو بولانیو / ترجمهی وحید علیزاده رزازی
- پسری که اسب آتیلا را ربود
- طرح
- خستگی، بو وَ التماس
- شعر تازه

و اما آنچه بر من در آبانِ نودوُهشت گذشت، چکهچکه و روزاروز در قیفی از کلمه ریخته شد و شد: «قیفِ حیرت». نوشتم، خط زدم، از سر نوشتم، تهاش را بستم، باز گذاشتم و رهایش کردم تا شد آنچه که اینک با صدای گ شعری از کریستینا لوگْن...
شعری از «آلِخاندرو, خودُرُوسکی», را ترجمه کردم برای رفیقی که گفته بود «شعر بیپایان»اش را زندگی کرده. باشد که بپسندد. | نمیدانم | نمیدانم چه حاصل میشودم، لیک نیک میدانم چهسان سپاس گویم از برای چه شعری از کریستینا لوگْن...
این دِلفی - بر وزن سلفی - را چندی پیش بابک گرفت و در صفحهاش پراکند. سوژه اما نه من و او، که کلاه بابک است. به بابک گفتم هیچوقت در زندگی سیواندیسالهام، کلاهی نداشتهام و علیرغم تقلاهای بسیار شعری از کریستینا لوگْن...