در دسترس قرار گرفت:پسری که اسب آتیلا را ربود/ ایبان رِپیلا/ ترجمه (از اسپانیایی) مریم اسماعیلپور و وحید علیزاده رزازی/ انتشارات نگاه/ ۱۳۹۶.
«پسری که اسب آتیلا را ربود» دومین رمان نویسندهی جوان اسپانیایی، ایبان رپیلا است. او متولد و ساکن شهر بیلبائو است و از نسل نوین و آوانگارد قصهنویسان این کشور بهشمار میرود. این رمان که در سال ۲۰۱۳ انتشار یافته، در مدتزمان کوتاهی توانست توجه منتقدان ادبی اسپانیا و آمریکای لاتین را بهخود جلب کند و نقدهای پرشماری بر آن نوشته شده که قاطبهی آنها خبر از تو
برچسب:
نویسنده: نگین کاظمیان
در دسترس قرار گرفت:| کابوی تحملناپذیر | روبرتو بولانیو | (ترجمه از متن اسپانیایی) وحید علیزاده رزازی | نشر بیدگل | چاپ اوّل | تهران | اردیبهشت ۱۳۹۸.۱. اینک روبرتو بولانیوی شیلیایی برای خوانندهی فارسیزبان نامی کمابیش آشناست. نویسندهای که در پنجاهسالگی، چشمبهراه کبدی مُرد که بنا بود از راه برسد و جای کبدِ ازکارافتادهاش را بگیرد. او برآمدهی نسلی بود که فسیلهای «رئالیسم جادویی»، او و رفقایش را ژیگولوهایی بس بیمایه مینامیدند. و روبرتو در زمان حیاتش، تا توانست آب در خوابگه این غول-مورچگان
برچسب:
نویسنده: نگین کاظمیان
شعری از «آلِخاندرو خودُرُوسکی» را ترجمه کردم برای رفیقی که گفته بود «شعر بیپایان کار»اش را زندگی کرده. باشد که بپسندد.| نمیدانم |
نمیدانم چه حاصل میشودم، لیک نیک میدانم چهسان سپاس گویم از برای چههایی که دادهاند مرا.نمیدانم پی چهام، لیک نیک میدانم آنچه میجویم، میجوید مرا.نمیدانم کجایم، لیک نیک میدانم اینجا حدودی ندارد.نمیدانم کجایم، لیک نیک میدانم در خودمم.نمیدانم از کجا میآیم، لیک نیک میدانم هماره همینجا بودهام.نمیدانم دنیا چیست، لیک نیک میدانم از آنِ منست.نمیدانم کجا
برچسب:
نویسنده: نگین کاظمیان
«اُکتابیو خوسه اُلیبِریو خیرُندو» (Octavio José Oliverio Girondo) شهره به «اُلیبِریو خیرُندو» (۱۸۹۱ - ۱۹۶۷) شاعر دورانساز آرژانتینی است که انقلابی زیباشناختی در کشورش بهپا کرد و ماحصلش آوانگاردیسم ادبی-هنری دهۀ ۲۰ آرژانتین شد. او چهرۀ مرکزی تنوین حیات ادبی کشورش در دهههای بیست و سی بود و بههمراه «خورخه لوئیس بورخس» و «رائول گُنثالث تونیوُن» از جوانان پیشروِ شعر آرژانتین بهشمار میآید.ترجمۀ شعری از «خیرُندو» برای رفیقِ راهِ دورم «امید شمس»:
«مترسکها: ۱۲ - عشاق»نگاه میکنند یکدگر را، احساس
برچسب:
نویسنده: نگین کاظمیان
قیفِ حیرت - شعرِ وحید علیزاده رزازی - صدایِ ارژنگ آقاجری - دیماه ۱۳۹۸ Vahid Alizadeh Razzazi | پنجشنبه نوزدهم دی ۱۳۹۸ | 9:35 و اما آنچه بر من در آبانِ نودوُهشت گذشت، چکهچکه و روزاروز در قیفی از کلمه ریخته شد و شد: «قیفِ حیرت». نوشتم، خط زدم، از سر نوشتم، تهاش را بستم، باز گذاشتم و رهایش کردم تا شد آنچه که اینک با صدای گرمِ نازنینرفیقم؛ «ارژنگ آقاجری» میشنوید که زحمت ضبط و انتخاب موسیقی و تمام تنبلیهای مرا بهدوش کشید و امشب (۱۰ دی) کار را رساند و در Soundcloud منتشرش کرد.بعدالتحریر: ج
برچسب:
نویسنده: نگین کاظمیان
بعد از مدتها که به اینجا سر میزنم، سالیان وبلاگنویسی برایم مثل ماشیندودی میماند که هنوز «لبِ خطا»ش پابرجاست؛ رد دارد، خط دارد و ربط. و خب چه کنیم که فضای مجازی چنان طومار همهچیز را در هم پیچیده که خودمان هم نفهمیدیم چه بود و چه شد. راستش اینجا را باز نگه داشتهام آنهم به یک منظور: «بایگانی آثار». و خب خدا را چه دیدی؛ شاید یک روز تمام بهاصطلاح «اکانتهای سوشیال مدیا» از دسترس خارج شد و بایگانی نوشتهجات و خطوط عمر به طرفهالعینی نیست و ناپدید شد. شاید روزی دوباره به ماشیندودیها برگشتیم
برچسب:
نویسنده: نگین کاظمیان
«چپ که مارکس را از یاد برد و راست که گرامشی را دریافت»رِنِه رامیرِث[1] | ترجمۀ وحید علیزاده رزازی
(این جستار اوّلبار در رادیو زمانه ارائه شده است.)چپ معاصر گرامشی را بهگونهای روایت میکند که تو گویی ایدههای او یادگارهای[2] انقلابی تثبیتشده است. «بدبینی عقل، خوشبینی اراده»[3] مثل یک وِردْ در کافههای دانشگاهها، نطقهای انتخاباتی، خودآموزهای گامبهگام و فراتر از اینها تکرار میشود. درحالیکه راستِ افراطی نُت برمیدارد، اعضایش را سازماندهی میکند، عقل سلیم پی میریزد و انتخابات را می
برچسب:
نویسنده: نگین کاظمیان
پیادهنظام آخرالزمان[1] آلبرتو تُسکانو[2]
ترجمۀ وحید علیزاده رزازی(این جستار اوّلبار در رادیو زمانه در دسترس قرار گرفته است.)[بیان مترجم: انتخاب، ترجمه و انتشار این جستار بههیچوجه منالوجوه بهمعنای تأییدِ کلیّت و جزئیّتِ حاکمیّتِ مستقر در ایران -چه در زمانۀ صلح و چه جنگ- از سوی این قلم نبوده، نیست و نخواهد بود. این ردّیه بهطریقِاولی شامل پدیدهای که این روزها ذیل عنوان «چپ محور مقاومت» خود را صورتبندی (حُقنهبندی؟) میکند -نیز میشود. لذا بازنشر این وجیزه بیدرج این پیشانینوشت و مصادره
برچسب:
نویسنده: نگین کاظمیان
کاروبار ادبی Vahid Alizadeh Razzazi | دوشنبه هفدهم آذر ۱۴۰۴ | 16:2 نفرین ادبیات دامنگیر است و شوخیبردار هم نیست. حرف امروز و دیروز هم نیست. اینطور وقتها باید رفت سراغ نیما. توی خال میزند. وقتی به شراگیم مینویسد: "از شعر خوب گفتن و نمایشنامۀ استادانه از آبدرآوردن جز بهبه و چهبسا جز حسد و بدگویی چیزی دست کسی را نمیگیرد. باید گذشتهای داشت. ما این بار سنگین را کشیدیم. ولی رشتههای دیگر در حداقل خود که کار نمایانی هم نکرده باشی، حکم خورجین بارهای نهار راه را دارد. در این خورجین بارها حتم
برچسب:
نویسنده: نگین کاظمیان
«وقتی خیزش میان دو آتش میسوزد» ملاحظاتی چند بر خیزش دیماه ۱۴۰۴ وحید علیزاده رزازی (این جستار اوّلبار در رادیو زمانه در دسترس قرار گرفته است.) رادیو زمانه: خیزش دیماه ۱۴۰۴ در حالی ایران را به لرزه درآورده که همزمان میان دو شعلۀ ویرانگر محاصره شده است: استبداد عریان داخلی و مداخلات فرصتطلبانۀ امپریالیستی. وحید علیزاده رزازی در این جستار با نگاهی به بنبستهای تاریخی جنبشهای جهان جنوب، به نقد «اتحاد نامقدسی» میپردازد که در آن قدرتهای جهانی و حاکمیت داخلی، هر دو
برچسب:
نویسنده: نگین کاظمیان
بارتلبی و شرکا | انریکه بیلا-ماتاس | وحید علیزاده رزازی
یکشنبه سی ام آبان ۱۴۰۰
بعد از مدتها که به اینجا سر میزنم، سالیان وبلاگنویسی برایم مثل ماشیندودی میماند که هنوز «لبِ خطا»ش پابرجاست؛ رد دارد، خط دارد و ربط. و خب چه کنیم که فضای مجازی چنان طومار همهچیز را در هم پیچیده که خودمان هم نفهمیدیم چه بود و چه شد. راستش اینجا را باز نگه داشتهام آنهم به یک منظور: «بایگانی آثار». و خب خدا را چه دیدی؛ شاید یک روز تمام بهاصطلاح «اکانتهای سوشیال مدیا» از دسترس خارج شد و بایگانی نوشتهجات و خطوط عمر به طرفهالعینی نیست و ناپدید شد. شاید روزی دوباره به ماشیندودیها برگشتیم و همینجا را هم غنیمت شمردیم: به وبلاگهایی که هر چه نداشت، دستکم «حرمت» داشت. باری؛ ترجمۀ رمان «بارتلبی و شرکا» نوشتۀ انریکه بیلا-ماتاس همین امروز و به همت نشر بان منتشر شد. رمانی که عمیقاً دوستش دارم و تمام روزهای ترجمهاش برایم کیفوری بود و حیرت. امیدوارم ادای دِینی باشد به تمامی آنانکه: «ترجیح میدهند که نه!»و این هم یادداشت پشت جلد اثر:بارتلبی و شرکا اولین کتابی است که از انریکه بیلا-ماتاس و با اجازۀ خودش به فارسی بازگردانده میشود. بیلا-ماتاس از همان بدو نوشتن، بهقول خودش روی «ادبیات مخاطره» یا بهعبارتی ادبیاتِ امتحانپسنداده شرط بست. «بارتلبی و شرکا» (۲۰۰۰) در واقع یکی از آن قمارهای غریب و تجربی او است با مفهوم «ژانر» که این پروژه را در «ناخوشی مُنتانو» (۲۰۰۲) و «دکتر پاسابِنتو» (۲۰۰۵) پی میگیرد و یک «سهگانۀ متا-ادبی» (Trilogía Meta-Literaria) با محوریت مسئلۀ «هویت» نویسنده و هنرمند بهدست میدهد. وقتی بارتلبی و شرکا در اسپانیا به چاپ میرسد، میان منتقدین
برچسب:
نویسنده: نگین کاظمیان
و اما آنچه بر من در آبانِ نودوُهشت گذشت، چکهچکه و روزاروز در قیفی از کلمه ریخته شد و شد: «قیفِ حیرت». نوشتم، خط زدم، از سر نوشتم، تهاش را بستم، باز گذاشتم و رهایش کردم تا شد آنچه که اینک با صدای گ
برچسب:
نویسنده: نگین کاظمیان
شعری از «آلِخاندرو, خودُرُوسکی», را ترجمه کردم برای رفیقی که گفته بود «شعر بیپایان»اش را زندگی کرده. باشد که بپسندد. | نمیدانم | نمیدانم چه حاصل میشودم، لیک نیک میدانم چهسان سپاس گویم از برای چه
برچسب:
نویسنده: نگین کاظمیان
این دِلفی - بر وزن سلفی - را چندی پیش بابک گرفت و در صفحهاش پراکند. سوژه اما نه من و او، که کلاه بابک است. به بابک گفتم هیچوقت در زندگی سیواندیسالهام، کلاهی نداشتهام و علیرغم تقلاهای بسیار
برچسب:
نویسنده: نگین کاظمیان