پسری که اسب آتیلا را ربود؛ ایبان رِپیلا
در دسترس قرار گرفت:پسری که اسب آتیلا را ربود/ ایبان رِپیلا/ ترجمه (از اسپانیایی) مریم اسماعیل‌پور و وحید علیزاده رزازی/ انتشارات نگاه/ ۱۳۹۶. «پسری که اسب آتیلا را ربود» دومین رمان نویسنده‌ی جوان اسپانیایی، ایبان رپیلا است. او متولد و ساکن شهر بیلبائو است و از نسل نوین و آوانگارد قصه‌نویسان این کشور ...
کابوی تحمل‌ناپذیر/ روبرتو بولانیو / ترجمه‌ی وحید علیزاده رزازی
در دسترس قرار گرفت:| کابوی تحمل‌ناپذیر | روبرتو بولانیو | (ترجمه از متن اسپانیایی) وحید علیزاده رزازی | نشر بیدگل | چاپ اوّل | تهران | اردیبهشت ۱۳۹۸.۱. اینک روبرتو بولانیوی شیلیایی برای خواننده‌ی فارسی‌زبان نامی کمابیش آشناست. نویسنده‌ای که در پنجاه‌سالگی، چشم‌به‌راه کبدی مُرد که بنا بود از راه برسد...
«نمی‌دانم» شعری از «آلِخاندرو خودُرُوسکی»
شعری از «آلِخاندرو خودُرُوسکی» را ترجمه کردم برای رفیقی که گفته بود «شعر بی‌پایان کار»اش را زندگی کرده. باشد که بپسندد.| نمی‌دانم | نمی‌دانم چه حاصل می‌شودم، لیک نیک می‌دانم چه‌سان سپاس گویم از برای چه‌هایی که داده‌اند مرا.نمی‌دانم پی چه‌ام، لیک نیک می‌دانم آنچه می‌جویم، می‌جوید مرا.نمی‌دانم کجایم، ...
عشاق - شعری از اُلیبِریو خیرُندو به ترجمه وحید علیزاده رزازی
«اُکتابیو خوسه اُلیبِریو خیرُندو» (Octavio José Oliverio Girondo) شهره به «اُلیبِریو خیرُندو» (۱۸۹۱ - ۱۹۶۷) شاعر دوران‌ساز آرژانتینی است که انقلابی زیبا‌شناختی در کشورش به‌پا کرد و ماحصلش آوانگاردیسم ادبی-هنری دهۀ ۲۰ آرژانتین شد. او چهرۀ مرکزی تنوین حیات ادبی کشورش در دهه‌های بیست و سی بود و به‌همرا...
قیفِ حیرت - شعرِ وحید علیزاده رزازی - صدایِ ارژنگ آقاجری - دی‌ماه ۱۳۹۸
قیفِ حیرت - شعرِ وحید علیزاده رزازی - صدایِ ارژنگ آقاجری - دی‌ماه ۱۳۹۸ Vahid Alizadeh Razzazi | پنجشنبه نوزدهم دی ۱۳۹۸ | 9:35 و اما آنچه بر من در آبانِ نودوُهشت گذشت، چکه‌چکه و روزاروز در قیفی از کلمه ریخته شد و شد: «قیفِ حیرت». نوشتم، خط زدم، از سر نوشتم، ته‌اش را بستم، باز گذاشتم و رهایش کردم تا ش...
بارتلبی و شرکا؛ انریکه بیلا-ماتاس؛ وحید علیزاده رزازی
بعد از مدت‌ها که به اینجا سر می‌زنم، سالیان وبلاگ‌نویسی برایم مثل ماشین‌دودی می‌ماند که هنوز «لبِ خط‌ا»ش پابرجاست؛ رد دارد، خط دارد و ربط. و خب چه کنیم که فضای مجازی چنان طومار همه‌چیز را در هم پیچیده که خودمان هم نفهمیدیم چه بود و چه شد. راستش اینجا را باز نگه داشته‌ام آن‌هم به یک منظور: «بایگانی آ...
«چپ که مارکس را از یاد برد و راست که گرامشی را دریافت»؛ رِنِه رامیرِث؛
«چپ که مارکس را از یاد برد و راست که گرامشی را دریافت»رِنِه رامیرِث[1] | ترجمۀ وحید علیزاده رزازی (این جستار اوّل‌بار در رادیو زمانه ارائه شده است.)چپ معاصر گرامشی را به‌گونه‌ای روایت می‌کند که تو گویی ایده‌های او یادگارهای[2] انقلابی تثبیت‌شده است. «بدبینی عقل، خوش‌بینی اراده»[3] مثل یک وِردْ در کا...
پیاده‌نظام آخرالزمان؛ آلبرتو تُسکانو؛ ترجمه وحید علیزاده رزازی
پیاده‌نظام آخرالزمان[1] آلبرتو تُسکانو[2] ترجمۀ وحید علیزاده رزازی(این جستار اوّل‌بار در رادیو زمانه در دسترس قرار گرفته است.)[بیان مترجم: انتخاب، ترجمه و انتشار این جستار به‌هیچ‌وجه ‌من‌الوجوه به‌معنای تأییدِ کلیّت و جزئیّتِ حاکمیّتِ مستقر در ایران -چه در زمانۀ صلح و چه جنگ- از سوی این قلم نبوده، ن...
کاروبار ادبی
کاروبار ادبی Vahid Alizadeh Razzazi | دوشنبه هفدهم آذر ۱۴۰۴ | 16:2 نفرین ادبیات دامنگیر است و شوخی‌بردار هم نیست. حرف امروز و دیروز هم نیست. اینطور وقت‌ها باید رفت سراغ نیما. توی خال می‌زند. وقتی به شراگیم می‌نویسد: "از شعر خوب گفتن و نمایشنامۀ استادانه از آب‌درآوردن جز به‌به و چه‌بسا جز حسد و بدگوی...
وقتی خیزش میان دو آتش می‌سوزد؛ وحید علیزاده رزازی
«وقتی خیزش میان دو آتش می‌سوزد» ملاحظاتی چند بر خیزش دی‌ماه ۱۴۰۴ وحید علیزاده رزازی (این جستار اوّل‌بار در رادیو زمانه در دسترس قرار گرفته است.) رادیو زمانه: خیزش دی‌ماه ۱۴۰۴ در حالی ایران را به لرزه درآورده که همزمان میان دو شعلۀ ویرانگر محاصره شده است: استبداد عریان داخلی و مداخلات فرصت‌طلبانۀ امپ...
بارتلبی و شرکا | انریکه بیلا-ماتاس | وحید علیزاده رزازی
بارتلبی و شرکا | انریکه بیلا-ماتاس | وحید علیزاده رزازی یکشنبه سی ام آبان ۱۴۰۰ بعد از مدتها که به اینجا سر میزنم، سالیان وبلاگنویسی برایم مثل ماشیندودی میماند که هنوز «لبِ خطا»ش پابرجاست؛ رد دارد، خط دارد و ربط. و خب چه کنیم که فضای مجازی چنان طومار همهچیز را در هم پیچیده که خودمان هم نفهمیدیم چه بو...
قیفِ حیرت - شعرِ وحید علیزاده رزازی - صدایِ ارژنگ آقاجری - دیماه ۱۳۹۸
و اما آنچه بر من در آبانِ نودوُهشت گذشت، چکهچکه و روزاروز در قیفی از کلمه ریخته شد و شد: «قیفِ حیرت». نوشتم، خط زدم، از سر نوشتم، تهاش را بستم، باز گذاشتم و رهایش کردم تا شد آنچه که اینک با صدای گ
«نمیدانم» شعری از «آلِخاندرو خودُرُوسکی»
شعری از «آلِخاندرو, خودُرُوسکی», را ترجمه کردم برای رفیقی که گفته بود «شعر بیپایان»اش را زندگی کرده. باشد که بپسندد. | نمیدانم | نمیدانم چه حاصل میشودم، لیک نیک میدانم چهسان سپاس گویم از برای چه
اندر احوالات پاییزی
این دِلفی - بر وزن سلفی - را چندی پیش بابک گرفت و در صفحهاش پراکند. سوژه اما نه من و او، که کلاه بابک است. به بابک گفتم هیچوقت در زندگی سیواندیسالهام، کلاهی نداشتهام و علیرغم تقلاهای بسیار
کابوی تحملناپذیر/ روبرتو بولانیو / ترجمهی وحید علیزاده رزازی
منتشر شد:| کابوی تحملناپذیر | روبرتو بولانیو | (ترجمه از متن اسپانیایی) وحید علیزاده رزازی | نشر بیدگل | چاپ اوّل | تهران | اردیبهشت ۱۳۹۸. ۱. اینک روبرتو بولانیوی شیلیایی برای خوانندهی فارسیزبان
پسری که اسب آتیلا را ربود
پسری که اسب آتیلا را ربود سه شنبه نهم آبان ۱۳۹۶ منتشر شد:پسری که اسب آتیلا را ربود/ ایبان رِپیلا/ ترجمه (از اسپانیایی) مریم اسماعیلپور و وحید علیزاده رزازی/ انتشارات نگاه/ ۱۳۹۶. «پسری که اسب آتیلا را ربود» دومین رمان نویسندهی جوان اسپانیایی، ایبان رپیلا است. او متولد و ساکن شهر بیلبائو است و از نسل ...
طرح
من آمده بودم سرم رانقشهی راهِ سرهای بُریدهی بعدی کنمشعری بنویسمبعد شماسرم را ببُرید بگذارید زیر سرتانهمین شما که قیامتی هستید برای خودتان. خوابیدهاید با شمای سهحرفیتانشماشمای همیشه خلخالبهپا چشمسیاه وُ مؤمن به شُکوه سیاهی. چگونه بپرسمچگونه عادت کنم چگونه شما را قیامتیست چگونهدلهای بُرده را حلاجی کنم...
خستگی، بو وَ التماس
مرا به سیاق همان شصتسال پیشبه سیاق همان دلمردگیهایِ فریب بفریب!یک درام خانوادگی - میهنیام کنمرا و تاریخی را که دمار از شصتسال پیش هم درآورده بباورو کاری کن که حتا در نسلهای بعدی هم بشودملت را سینهبهسینه دستمالی کرد. مرا به سیاق همان شصتسال پیشبه سیاق همان از رواجافتادگان از مُد بیاندا
شعر تازه
شعر تازه پنجشنبه هشتم تیر ۱۳۹۶ مرا میان همین گودیهاگودیهایی که محصولِ مشترکِ عبرتاند بیارامم. شمایل منگواه چیزی نیستدیریست به شمایلهای خودم هم تمایل ندارمتمایل من دستیست که بر شانهام میزنددستی از ساعد بریدهدستی مساعدکه تا گورِ مشترکمدام متمایلم میکند. مرا ببخش اگر شعرهایم راجمعبند