خرید بک لینک

«اُکتابیو خوسه اُلیبِریو خیرُندو» (Octavio José Oliverio Girondo) شهره به «اُلیبِریو خیرُندو» (۱۸۹۱ - ۱۹۶۷) شاعر دوران‌ساز آرژانتینی است که انقلابی زیبا‌شناختی در کشورش به‌پا کرد و ماحصلش آوانگاردیسم ادبی-هنری دهۀ ۲۰ آرژانتین شد. او چهرۀ مرکزی تنوین حیات ادبی کشورش در دهه‌های بیست و سی بود و به‌همراه «خورخه لوئیس بورخس» و «رائول گُنثالث تونیوُن» از جوانان پیشروِ شعر آرژانتین به‌شمار می‌آید.


ترجمۀ شعری از «خیرُندو» برای رفیقِ راهِ دورم «امید شمس»:

عشاق - شعری از اُلیبِریو خیرُندو به ترجمۀ وحید علیزاده رزازی

«مترسک‌ها: ۱۲ - عشاق»

نگاه می‌کنند یکدگر را، احساس می‌کنند و می‌طلبند یکدگر را


نوازش می‌کنند یکدگر را، می‌بوسند و برهنه می‌کنند یکدگر را


تنفس می‌کنند یکدگر را، دراز می‌کشند و می‌بویند یکدگر را


فرو می‌شوند در هم، می‌مکند آنِ دیگری را و دگرگونه می‌کنند یکدگر را


به خواب می‌روند، بیدار می‌شوند و نورانی می‌کنند یکدگر را


چشم‌ودلشان می‌دود از برای یکدگر، می‌لمسند هم را و هوش می‌ربایند از سر یکدگر


در بحر هم فرومی‌شوند، عشق می‌دهند یکدگر را و سرازیر می‌شود آب از لب‌ولوچه‌شان


گم می‌کنند دست‌وپای خود را، بغل‌خوابی می‌کنند و از هم فرومی‌پاشند


سست‌وبی‌حال می‌شوند، تحلیل می‌روند و باز از سر می‌گیرند


شل می‌کنند، می‌پیچند لالوی هم و می‌لولند در یکدگر


پیچ‌وتاب می‌خورند، کش می‌دهند به تن‌هاشان و گُر می‌گیرند از حَشَر


می‌فشارند گلوی یکدگر را، می‌کشند رُسِ هم را و درمی‌غلتند به‌لرزه


جویای حسِ یکدگر می‌شوند، می‌آمیزند با هم و از هوش می‌روند


دلزده پس می‌زنند یکدگر را، از کوره به‌در می‌شوند و زیادی خود را چیزی می‌پندارند


حمله‌ور می‌شوند به هم، گره می‌خورند در هم و تارومار می‌کنند یکدگر را


کز می‌کنند، مبتلای هم می‌شوند و می‌افتند از ریخت


می‌خَلَند در یکدگر، لانه می‌کنند در هم و به صُلابه می‌کشند یکدگر را


در آغوش می‌گیرند یکدگر را، می‌پیوندند به هم و به فنا می‌روند


از هوش می‌روند، از نو به زندگی برگشت می‌زنند و می‌درخشند


خیره می‌شوند در نی‌نی چشمان یکدگر، تندتر می‌کنند آتش هم را و عقل از کف می‌دهند


ذوب می‌شوند در یکدگر، جوش می‌خورند به هم و زغال می‌شوند


می‌درند یکدگر را، به دندان می‌گیرند گوشت تن هم را و می‌کُشند یکدگر را


دگربار زنده می‌شوند، برمی‌آیند به کندوکوی یکدگر و به روی هم می‌آورند همه‌چیز را


می‌پرهیزند از هم و یکدگر را از سر باز می‌کنند و وا می‌نهند همه‌چیز را.

برچسب: نویسنده: نگین کاظمیان تاريخ: دوشنبه 19 مرداد 1405 ساعت: 22:55

صفحه بندی