انتشار دو رمان از «روبرتو بولانیو»
انتشار دو رمان از «روبرتو بولانیو» یکشنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۵ «تعویذ» و «یک رُمانک لُمپن» بعد از ترجمهی رمان «تعویذ» (Amuleto)؛ اثر «روبرتو بولانیو»؛ یکی از تکینترین نویسندگان انقلابی شیلی، بهفارسیِ «رباب محب» و «وحید علیزاده رزازی» که هماینک از سوی نشر «ماهی» در شرف انتشار است، حال ترجم
تکانهها وَ چندوُچون
تکانهها وَ چندوُچون چهارشنبه دهم شهریور ۱۳۹۵ بخوانید شعر تازهای از من در مجلهی ادبی پیادهرو «تکانهها وَ چندوُچون» خاصه وقت انحنای عمر خاصه میبینی دود میکند در تأنی چشمانات ابرها همه میفهمند خیسی تابوتات را و مشفقانه چکههایت را برمیداری میگیری بهنیش میبینی در گردش عشقسانیا
دیدار با ذبیحالله منصوری که سیاهِ کاندولیزا شد
*پیشدرآمد: یادی از ایّام! شعر زیر برمیگردد به زمینه و زمانهای که آنطورها مینوشتم؛ یعنی بهطور زیر! برمیگردد به سال ۹۰. و امروز دستی به سر و رویش کشیدم تا بهزور، بهروزش کنم! پس اگر حوصله کردید؛ یعنی خواندهاید، و جز این نیست حرجی بر شما: «دیدار با ذبیحالله منصوری که سیاهِ کاندولیزا ش
Un viaje eterno
Un viaje ete o جمعه هفتم آبان ۱۳۹۵ میگذرد این سیاهیبا مردمکانی که من دیدهام.میپرد این پرندهی معذّبپیچیده میپرد و میگذارد بگذردتابوت تمام آنچه من دیدهامروی دست دلبرکانی که من دیدهام.میپرد این پرندهی معذّبو زیر بالهایش را نوشینلبانی گرفتهاندکه دست ندارند. برچسبها: وحید علیزاده رزازی, شعر, español, via...
هفتادوچهارسالگی علی باباچاهی و باز این قیافه، مشکوک میشود
هفتادوچهارسالگی علی باباچاهی و باز این قیافه، مشکوک میشود چهارشنبه دوازدهم آبان ۱۳۹۵ یحتمل این آخرینباریست که این فیلم از بیبیسی فارسی پخش میشود. هفتادوچهارسالگی علی باباچاهی است و من از اینکه تولدش را ظرف یکسال، دوبار پیاپی اینگونه تبریک میگویم، حس مبهمی دارم. ناگفتنی که به خودش نی
موشها در امامزادهها صامتاند
موشها در امامزادهها صامتاند دوشنبه هفدهم آبان ۱۳۹۵ موشها در امامزادهها صامتاند! «ممد موشه» نه گذاشت و نه برداشت و زرتی گفت: «اینم شد مرگ؟» امان نداد بگوییم: بابا دست بردار از اون زخم لامصب! «عباس شورتی» تا آمد مثل همیشه بگوید «پس من چی؟»؛ ممد موشه دستش را از رو زخم کاریش کشید: خی
یک رمانک لمپن
یک رمانک لمپن جمعه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ "یـک رمـانـک لـمـپـن" مـنـتـشـر شـد! یک رمانک لمپن / روبرتو بولانیو، ترجمه (از اسپانیایی) مریم اسماعیلپور و وحید علیزاده رزازی / ۹۶ صفحه جیبی، ۸۰۰۰ تومان / نشر ماهی یک رمانک لمپن آخرین رمان روبرتو بولانیو است که در زمان حیاتش منتشر شد، داستان عجیب و ر
گودزیلا در مکزیک/ شعری از روبرتو بولانیو
گودزیلا در مکزیک/ شعری از روبرتو بولانیو جمعه دوم تیر ۱۳۹۶ «گودزیلا در مکزیک» شعری از روبرتو بولانیو ترجمهxadی وحید علیزاده رزازی مراقب باش پسرم؛ مراقبِ این: بمبxadها فروریختند از فراز مکزیکوسیتی با اینxadهمه شست هیچxadکس خبردار نشد. هوا بر دوش کشید و برد زهر هلاهل را از خلالِ خیابانxadها و پنجره
شعری از کریستینا لوگْن
شعری از کریستینا لوگْن چهارشنبه هفتم تیر ۱۳۹۶ اول لگدی به شکمم زدبعد مته را آورد بعد چاقوی ضامندار را آوردبعد لگن ظرفشویی را آوردبعد چرخگوشت را آوردبعدش گفت او عمرش را وقف درک بالا و پایین کشاورزی کردهبعد دستهایم را گرفتبعد هر دو را میخکوب کرد به میلههای تختبعد پاهایم را گرفتو بوسیداو زگیل پا